سيد محمد باقر برقعى

161

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

و در بين شعراى معاصر ايران به دليل دردهاى مشترك به فروغ فرخ‌زاد و سيمين بهبهانى علاقهء زيادترى دارم . » دانش‌پژوه در انواع شعر از قصيده و غزل و مثنوى و رباعى طبع‌آزمائى مىكند و قدرت و توانايى خود را نشان داده است امّا به غزل‌سرائى بيشتر تمايل دارد و در سرودن شعر نو هم تفنن مىكند و نخستين مجموعهء شعر او بنام « تو را امروز مىخواهم كه دلتنگم » در سال 1381 توسط نشر صبح روشن طبع و نشر گرديد . تصوير آه آيينه از تصوير آهم شانه خالى كرد * وقتى نگاهت از نگاهم شانه خالى كرد تو رفتى و در كوچه‌هاى تار دلتنگى * ديوار هم از تكيه‌گاهم شانه خالى كرد سنگينى غم بود سهم شانه‌هاى من * وقتى رفيق نيمه را هم شانه خالى كرد شب بىستاره بىسپيده آسمان ابرى * چشم از تميز راه و چاهم شانه خالى كرد ساعت فروافتاد تقويم زمان پوسيد * تا از گذشت سال و ماهم شانه خالى كرد بىتو جذام غم دلم را ذره ذره خورد * عشق بزرگت از پناهم شانه خالى كرد بگو برايم دلم گرفته از آن قصه‌هاى ناب بگو * بگو كه چشم به هم نِه ، بگو بخواب ! بگو دلم هواى شب خوب كودكى دارد * ز پشت‌بام و ستاره ز ماهتاب بگو ز ماسه‌هاى سفال و ز برفهاى « پر او » * ز دوغ مَشك برايم به آب و تاب بگو ز راز صندوق بىبى ز كيسه مهره * ز دلرباى شكسته درون قاب بگو شب رسيدن من چون مسافرى كوچك * چه رنجها تو كشيدى از آن عذاب بگو از آن پگاه كه رفت آن كبوتر تنها * سپيد و پاك چو پرواز يك شهاب بگو زمان كودكيم را كه سايه افكنده است * به روى زندگيم مثل يك حباب بگو ز فال مهره‌ى چارشنبه سورى هر سال * تو از قداست حافظ از آن كتاب بگو